تبليغاتX
گروه کوهنوردی کانون - نظرات شما
از طرف ناشناس:

روزی مردی ، عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند . او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت اورا نیش زد . مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد ، اما عقرب بار دیگر اورا نیش زد . رهگذری او را دید و پرسید : " برای چه عقربی را که نیش میزند ، نجات میدهی ؟ "
مرد پاسخ داد : " این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم . "
چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش میزند ؟
عشق ورزی را متوقف نساز . لطف و مهربانی خود را دریغ مکن حتی اگر دیگران تو را بیازارند . ( منبع ناشناس )
تقدیم به همه کوهنوردها

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:51 توسط وحيد |