تبليغاتX
گروه کوهنوردی کانون
از طرف چشم:

انار
یک بار در درون اناری زندگی کردم.
روزی صدای دانه ای را شنیدم که می گفت:
در آینده درخت بلندی خواهم شد که باد در میان شاخه هایم , ترانه خواهد خواند و خورشید نیز خواهد رقصید و من درگذر این فصل ها, نیرومندتر و زیباتر خواهم بود!
دانه ای دیگر گفت: چقدر تو نادان هستی ای رفیق! هنگامی که من مانند تو کوچک بودم چنین رویاهایی در سر می پروراندم , اما پس از اینکه توانستم همه چیز را با عقل بسنجم , دریافتم که تمام آرزوهایم بیهوده اند!
سومین دانه گفت: اما من چیزی را در خودمان نمی یابم که از چنین آینده ای بزرگ خبر دهد!
چهارمین دانه گفت: اگر آینده ما بهتر از امروزمان نباشد , زندگی بیهوده ای خواهیم داشت!
پنجمین دانه گفت: چرا درباره آینده مجادله کنیم در حالیکه نمی دانیم امروز بر ما چه خواهد گذشت؟

ششمین دانه گفت: ما تا ابد به زندگی کنونی خود ادامه خواهیم داد.
هفتمین دانه گفت: من آینده را به روشنی می بینم, اما نمی توانم آن را به الفاظ بیان کنم.
آنگاه دانه هشتم و نهم و دهم و دیگر دانه ها نیز, به صدا در آمدند و به سبب تعدد صداها دیگر نتوانستم چیزی را بفهمم. پس در همان روز انار را ترک کردم و در درون « به» ساکن شدم؛ جایی که دانه های کمی دارد و در خاموشی و سکوت به سر می برند!
جبران خلیل جبران

 

 

 

 

 

از طرف هیچکس:

 

 

Beautiful pictures
developed from negatives
in a dark room.
So,if you see darkness
in your life be sure
that GOD is making a
beautiful picture
FOR YOU.

تصاویر زیبا
از نگاتیوها در یک اتاق تاریک
ظاهر می شوند.
بنابراین اگر در زندگیتان
تاریکی می بینید.
مطمئن باشید که خدا در حال
درست کردن یک
تصویر زیبا از شماست.

 

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:37 توسط وحيد |

از طرف امید:

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم.( به یاد سهراب)

 

آقا امید ضمن تشکر از ارسال پیام هایتان در خصوص سوالی که پرسیده بودید در مورد شاعر و خواننده شعر موج خواننده نصرت هست ولی شاعر را نمدونم . اگه پیداش کردم حتما اعلام میکنم. 

از طرف چشم:

آخرین برگ سفرنامه ی باران این است : که زمین چرکین است.
تو بر خواهی گشت , من به این معجزه ایمان دارم.( دکتر شفیعی کدکنی)

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 10:26 توسط وحيد |

۴۱ نفر از اعضاء گروه کوهنوردی شهید صیاد شیرازی از شرکت آلومینیوم سازی اراک امروز اومده بودند پناهگاه.

 

 

برای کلیه اعضاء این گروه آرزوی موفقیت داریم.

طبق جدول برنامه ها امروز پناهگاه زنده یاد علی رضایی به سرپرستی خانم عمادی اجرا شد با حضور حدود ۱۸ نفر از اعضاء گروه.

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:24 توسط وحيد |

اولین عکس خورهه

 

بخش قابل خواندن زیر نویس عکس:

رعایای قریه خورهه بجهت ............ پای دو میل سنگی حاضر شدند

دو میل سنگی است که .... وچند ...... واقع در قریه خورهه ........ علامت میکوبند از آثار سلاطین سلاجقه است .......

از آنها عکس ............ سنه 1301..........

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:49 توسط وحيد |

                                       لحظه دیدار         Moment of visit


لحظه دیدار نزدیک است                                                       
 Moment of visit is soon

باز من دیوانه ام ، مستم                                       Again I am frenzied an intoxicate

باز میلرزد دلم ، دستم                                Again my heart trembles also my hand

باز گویی در جهان دیگری هستم                                It seems I am in the other world

های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ Razor dosent scrape my cheekcarelessly

های ! نپریشی صفای زلفکم را ، دست        O!Hand dosent dishevel my beauty hair

وآبرویم را نریزی ، دل !                                           And Heart dosent disgrace me


لحظه دیدار نزدیک است 

 

اخوان ثالث

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:47 توسط وحيد |

وقتی خداوند تو را به لبه پرتگاه برد به او اعتماد کن, زیرا یا تو را از پشت می گیرد و یا به تو پرواز می آموزد.

 

از طرف چشم

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:29 توسط وحيد |

 

داستان درباره يک  کوهنورد است که می خواست از بلند ترين کوه ها بالا برود . او پس از سالها آماده سازی ، ماجرا جويي خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصميم گرفت تنها از کوه بالا برود . شب بلندی های کوه را تماما در بر گرفته بود و مرد هيچ چيز را نمی ديد . همه چِيز سياه بود و او اصلا ديد نداشت . ابری سياه روی ماه و ستارگان را پوشانده بود همانطور که از کوه بالا می رفت چند قدم مانده به قله کوه پايش ليز خورده و در حالی که به سرعت سقوط می کرد از کوه پرت شد . در هنگام سقوط فقط لکه های سياهی را در مقابل چشمانش می ديد و احساس وحشتناک مکيده شدن بوسيله قوه جاذبه او را در خود می گرفت و همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس همه رويداد های خوب و بد زندگی به يادش آمد . اکنون فکر مي کرد مرگ چقدر به او نزديک است . ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد . بدنش ميان آسمان و زمين معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود و در اين لحظه سکون برايش چاره ای نماند جز آنکه فرياد بکشد خدايا کمکم کن . ناگهان صدای پر طنينی که از آسمان شنيده می شد جواب داد از من چه می خواهی . او گفت خداوندا نجاتم بده . ندا آمد واقعا باور داری که من می توانم تو را نجات دهم . کوهنورد گفت البته که باور دارم . باز هم ندا آمد اگر باور داری طنابی را که به کمرت بسته ای پاره کن .

يک لحظه سکوت برقرارشد و مرد تصميم گرفت با تمام نيرو به طناب بچسبد .

افراد گروه نجات می گويند که روز بعد يک کوهنورد يخ زده را مرده پيدا کردند . بدنش از يک طناب آويزان بود و با دستهايش محکم طناب را گرفته بود و او  فقط یک متر از زمین فاصله داشت 

 

برگرفته از وبلاگ مردان کوهستان

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:32 توسط وحيد |

 

 

آموزش گره ها بصورت انیمیشن

 

حتما به آدرس زیر سری بزنید

خیلی جالبه!!

 

http://www.animatedknots.com/indexclimbing.php?LogoImage=LogoGrog.jpg&Website=www.animatedknots.com

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:14 توسط وحيد |

موج
 
می گذرد در شب آیینه رود
خفته هزاران گل در سینه رود
گلبـن لبخند فردایی موج
سر زده از اشک سیمینه رود

فراز رود نغمه خوان
شکفته باغ کهکشان
می سوزد شب در این میان
رود و سرودش   اوج و فرودش
می رود تا دریای دور
باغ آیینه دارد در سینه
می رود تا ژرفای دور

 

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوندد

فردا رود افشان ابریشم در دریا می خوابد
خورشید از باغ خاور می روید بر دریا می تابد

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوند

فردا رود طغیان شورافکن در دریا می خـوابد
خورشید از شرق سوزان می روید بر دریا می تابد

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوندد
 
 
 

برای دانلود آهنگ موج به آدرس زیر مراجعه کنید.

http://www.hotshare.net/audio/21627-7508275973.html

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:19 توسط وحيد |

 

 

  • هخامنشی : درايه تيه هچا پارسه آئي تي
  • فارسی : خلیج فارس
  • فرانسوی : Golfe Persique
  • انگلیسی : Persian Gulf
  • آلمانی : Persischer Golf
  • ایتالیایی : Golfo Persico
  • پرتغالی : Golfo Pérsico
  • رومی : Aquarum Persico
  • یونانی : Persicus Sinus
  • ترکی : Farsi Korfozi
  • ژاپنی : Perusha Wan
  • رومی : Persids Kizaliv
  • عربی : الخليج الفارسي
  • + نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 22:26 توسط وحيد |

    کفش کوه مهمترین وسیله یک  کوهنورد است که خرید آن باید با دقت ،حوصله و شناخت کافی صورت گیرد.درحال حاضر دربازار ایران هم کفشهای ایرانی و هم کفشهای خارجی وجوددارند.مهمترین نکاتی که ما در مورد خرید کفش باید در نظر داشته باشیم ،مسئله اندازه صحیح ،راحتی ،کیفیت وقیمت آن می باشد.

    اصولا کفشهای کوه دردوسری مختلف تابستانی و زمستانی تولید می شوند،اما در کشور ما اکثر افراد ازیک نوع کفش  در تابستان و برنامه های سبک زمستانی استفاده می کنند. کفش کوه از هر نوعی که باشد باید دارای تختی محکم و غیر قابل انحنا باشد.استفاده از کفش کوه عمدتا در کوهستان است و در آنجا پای ما بیشتر برروی سنگ و تخته سنگهای مختلف قرار می گیرد ووزن بدن مارا تحمل می کند. هرگاه کفش کوه قابل خم شدن باشدو کف پای ما در طول برنامه بارها خم بشود و یا تحت شکلهای مختلف قرار بگیرد،خستگی و ناراحتی زیادی به پای ما وارد خواهد شد و کوهنوردی به صورت خسته کننده ای درخواهد آمد.کف اکثر کفشهای کوهنوردی معمولا از جنس ویبرام که جنس نسبتا سخت و محکمی است درست می شود.در هنگام خرید میتوانید کف کفش را ازهردوطرف فشاردهید یا آن را به پاکرده و روی پنجه بلند شوید اگر کف کفش به راحتی خم شد ،بنابراین کفش موردنظر بدرد کارما نمی خورد و باید کفش دیگری راامتحان و خریداری نمایید.همچنین کف کفش کوه باید خاصیت چسبندگی داشته باشد و به راحتی برروی سنگها ویا روی زمین لیزنخورد .درموقع خرید به آجهای کف کفش باید دقت کرد که به اندازه کافی بلند باشند ،درغیر این صورت آجها خیلی زود فرسوده و خطر لیز خوردن و به زمین افتادن وجوددارد.

    ازجمله مسائل دیگر در انتخاب کفش کوهنوردی ،مقداردوختها و درزهای آن است .هرچه درزها و دوختها برروی کفش بیشتر باشند،شانس ورود آب و رطوبت به درون کفش بیشتراست.

    صنعت کفش سازی دردنیا هرروز بااستفاده از تکنولوزی جدید انواع مختلفی ازکفش برای کوهنوردان تولید می کنند .درحال حاضر کفشهای جدیدی درست شده اند که لایه درون آنها از گورتکس می باشد .در نتیجه آب درون کفش شما نفوذ نمی کند ودرضمن عرق پای شما ازطریق این لایه به بیرون دفع میشود .همچنین درکفشهای جدید،لایه ای ضربه گیر در قسمت پاشنه پا ایجاد شده است که فشاروارده به پاشنه پا راکاهش میدهد.

    + نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 8:13 توسط وحيد |

     

    ملاحظات

    سال انتشار

    ناشر

    مؤلف

    عنوان

    رديف

    الف-مباحث نظري كوهنوردي و دانش هاي مرتبط

     

    چاپ دوم

    1370

    مترجم ها

    آلن بلاك شاو

    آموزش کوهنوردی از کوهپيمايی تا صعودهای دشوار

    1

    دو نسخه

    1380

    نشر روان

    رحيم دانايی

    آموزش نوين کوهنوردی

    2

     

    1380

    نشر روان

    ترجمه رحيم دانايی

    بهمن شناسی و ايمنی در بهمن ها

    3

     

    1379

    آذر سبلان

    ترجمه جلال الدين شهبازي

    پزشکی ارتفاع

    4

     

    1381

    نقش سيمرغ

    دکتر مسعود حميدی

    دانستنيهای کوهنوردی

    5

     

    1380

    نشر روان

    ترجمه رحيم دانايی

    سنگنوردی از الفبا : كتاب اول

    6

     

    1362

    مؤلف

    شهريار محمد بيگي

    فن کوهنوردی

    7

    چاپ دوم

    1379

    سپاه پاسداران

    حسين جعفر پيشه

    قطب نما و جهت يابی

    8

    چاپ سوم

    1360

    مؤلف

    صادق امين مدنی

    کوهنوردی جديد

    9

     

    1369

    راهگشا

    اريك لانگ مير

    کوهنوردی و هنر سرپرستی

    10

     

    1369

     پيام آزادی

    ترجمه رضاشيرازي

     کوهها

    11

     

    نامشخص

    نامشخص

    نامشخص

    نقشه خوانی

    12

    ب-معرفي كوهها و مناطق طبيعي ديگر

     

     

     

    1376

    مفتون همدانی

    محمد و جواد حميدی

    برفراز قله های الوند

    13

     

    1371

    سازمان حفاظت محيط زيست

    محمدتقی معينيان

    پناهگاه حيات وحش موته

    14

    چاپ دوم

    1371

    مؤلف

    سازمان حفاظت محيط زيست

    تالاب هامون

    15

    دو نسخه

    1380

    کتاب همراه

    علی مقيم وسليم شالوم