تبليغاتX
گروه کوهنوردی کانون
 





واقعا زیباست

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:43 توسط وحيد |

 

کنسرت استاد محمدرضا شجريان - و گروه شهناز-  در تهران

 


 

 و ۲۹، ۳۰ خرداد - ۱ و ۲ تيرماه ۱۳۸۷

 

تالار بزرگ کشور

بخشي از عوايد اين کنسرت صرف بازسازي آرامگاه شمس تبريزي در شهرستان خوي خواهد شد.

 

استاد محمدرضا شجريان در تالار بزرگ وزارت کشور - تالار بزرگ کشور - در تهران کنسرت موسيقي اصيل ايراني برگزار مي کند. اين کنسرت براي روزهاي ۲۹ و ۳۰ خردادماه و نيز ۱ و ۲ تيرماه ۱۳۸۷ برنامه ريزي شده است.

 علاقه مندان مي توانند از ساعت ۱۰ صبح روز شنبه ۲۸ ارديبهشت جاري به سايت کنسرتهاي استاد شجريان www.ShajarianConcert.com مراجعه نموده و نسبت به ثبت اطلاعات فردي خود اقدام کنند. بديهي است ساير جزئيات در مورد تاريخ و نحوه ي توزيع بليط ها از طريق سايت کنسرتهاي استاد شجريان، سايت رسمي استاد شجريان به نشاني www.DelAwaz.ir قسمت اخبار و نيز  وبلاگ www.DelAwaz.Net و www.DelAwaz.Blogfa.com به اطلاع دوستداران خواهد رسيد.

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:26 توسط وحيد |

 

تمجيد مطبوعات كانادايي از استاد

 

آواز ايران

 

تور موسيقي شجريان شروع خوبي را در كانادا پشت سر گذاشت؛

 

اعتماد ملي: تور موسيقي محمدرضا شجريان و اعضاي گروه <آوا> با پشت سر گذاشتن اجراهاي خود در كانادا از روز شنبه 10 مي 21 ارديبهشت) در آمريكا آغاز شد. اين در حالي است كه اجراهاي شجريان و گروهش در كانادا با استقبال خوب مردم و رسانه‌هاي اين كشور همراه بود و روزنامه‌هاي كانادايي از جمله ونكوور سان، پرونيس و استريت نقدهاي مثبتي بر اين اجراها نوشتند. <پرونيس> با انتخاب تيتر <بازگشت بهترين آوازخوان ايران> به شجريان لقب پاواراتي ايران را داده است. تحليلگر اين روزنامه معتقد است هرگونه بحث و بررسي روي موسيقي سنتي ايران بدون توجه به جايگاه محمدرضا شجريان كاري عبث خواهد بود. در اين گزارش جمله‌اي به نقل از حسين بهروزي‌نيا (از اعضاي گروه آوا) آمده كه گفته است: <به عقيده من محمدرضا شجريان بزرگ‌ترين خواننده زنده ايران است.
 

او استاد دو وجه غالب موسيقي در ايران است و بهترين اشعار فارسي را با احساس و قدرت فراوان تفسير كرده است.> در طي اين گزارش به افتخارات جهاني شجريان از جمله نامزدي در رقابت‌هاي گرمي 2005 و همچنين دريافت جايزه پيكاسو در سال 2006 اشاره شده است.
 
همچنين <ونكوور سان> در ابتداي گزارش خود كه لويد ديك آن را نوشته، جمله‌اي از واشنگتن‌پست درباره شجريان نقل كرد. به اين مضمون كه <مخاطبان كنسرت‌‌هاي شجريان قبل از اينكه او به اجراي قطعات بپردازد 3 بار به احترامش بلند شده‌اند. اين حاكي از آن است كه چهره‌اي معروف‌تر از اين خواننده در موسيقي ايران وجود ندارد. همچنين به گزارش اين روزنامه، برگزاركنندگان تور شجريان در كانادا (كاراوان ورلد ريتمز، كلوپ ايراني ‌UBC و مركز هنري نوا) برنامه نمايش دو فيلم را هم ترتيب داده‌اند. فيلم اول، <صداي ايران: محمدرضا شجريان> نام دارد كه در سال 2002 طي تور موسيقي او در اروپا توسط كريستين براد تومسن ساخته شده است. فيلم دوم، <سنتوري> ساخته داريوش مهرجويي است. اين دو فيلم به ترتيب روزهاي 12 و 13 ماه مي  در تئاتر وان‌سيتي روي پرده رفتند.
 
 

همچنين از ديگر بازخوردهاي كنسرت شجريان در كانادا مي‌توان به گزارش تحليلي روزنامه <استريت> اشاره كرد كه اين برنامه را هديه معنوي شجريان به مردم كانادا خوانده است.

 

برگرفته از سایت روزنه

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:23 توسط وحيد |

ازطرف ناشناس:

                                                         اخلاق كوهنوردي

با يد ببينيم براي چه به كوه ميرويم، در كوه و بيابان بدنبال چه ميگرديم براي چه اين همه خود را خسته ميكنيم ،عرق ميريزيم و بعضا خيلي از خطر ات را بجان ميخريم و تا سر حد مرگ با طبيعت دست وپنجه نرم ميكنيم آيا هدف فقط رسيدن به قله است و فتح آن ؟ و يا در تابستان در آن گرماي سوزان و طاقت فرسادر كوه ها بالا ميرويم و از فرط ريزش عرق از سر ورويمان تمام بدن خيس ميگردد و گاهي او قات آب در دسترس نيست ودرآن وضعييت حاضري گرانترين سرمايه ات را بخاطرمقداري آب آشاميدني بدهي و آنرا بدست بياوري. و سوالات زياد ديگري هست كه هر كوهنوردي وهر طبيعت دوستي بايد از خود بپرسد و يا ميپرسد . كه چرا وقت خود را ميگيرد و هزينه ميكند وخود را به دل طبيعت ميزند چه ميخواهد بفهمد.ج:او مي خواهد نگذارد كه اين جسم كه در آن روح خودنهفته است تن پرور ببار بيايد و منطقي كه شايد خيلي ماهااز آن سر در نياوريم و ندانيم ولي حقيقتي است انكار ناپذير .جسم را بسختي وبا طبيعت مانوس ميكنيم تا اين روح با عظمت در كالبد جسم است پرورش بيابد و بتواند به قله انسانيت برسد و بزرگترين قله ها را كه همانا قله كمال انسانيت – معرفت – مردانگي است صعود كند آن موقع هست كه اين تن و جسم كه رمقي ديگر برای بالا رفتن ندارد وقتي كه به آن قله ميرسد احساس رضايت و خوشحالي و شادماني ميكند ودر آن موقع هيچ گونه احساس خستگي نيز از راه پيموده شده نميكند . قله انسانيت –در بين كشور ها بين مرد وزن – قوم ها – نژادها- و زبانها و فرقه ها مرزي ندارد . انسان ها از هر قوم و نژاد و از هر كشوري اعم از زن ومرد- پير و جوان دراين وادي يكسانند و قانون براي همه يكي است و همه داراي حق و حقوقند و كسي بر كسي ديگر برتري ندارد كسي كه به كوه ميرود بايد سعي نمايد كه تحملش در برابر سختي ها وناملايمات بيشتر شود در واقع بالا رفتن به نوعي تمرين و ممارست جهت بالا بردن ظرفيت دروني خويش است در واقع تحمل نمودن در برابر عصبانيت است . تحمل تشنگي ،گرسنگي. رنج ومشقت – بالا رفتن واكسينه شدن در مقابل ضعف هاي جسماني و روحي و رواني ميباشد صعود يعني با آغوش باز بدنبال هدف رفتن يعني بدنبال اميد رفتن.

                             باشد كه درس معرفت را ازاين صعود ها بياموزيم.

 

(واقعا جای تشکر از این دوست ناسناس دراه ! بنده که به نوبه خودم خیلی لذت بردم)

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:15 توسط وحيد |

دوستان عزیز با توجه به اینکه تعداد قابل توجهی از بازدید کنندگان وبلاگ اقدام به گذاشتن پیام کرده و بنده را شرمنده خودشون میکنند و تا حالا تقریبا تمام پیام ها رو روی صفحه اول میگذاشتم - از این به بعد برای استفاده مفید از صفحات اصلی ترجیحا پیام های مرتبط با کوهنوردی را در صفحه اصلی میگذارم و مابقی رو میتونید در قسمت نظرات داده شده مربوط به هر تیتر و با کلیک کردن روی اون ملاحظه کنید.

 

از طرف چشم:

 آرام، آهسته، سبک اما با اقتدار و محکم و با اطمینان قدم بردار.

دقت کن کجا پا می گذاری، شاید بتوانی پا در جای پای پیامبری بگذاری، چرا که اینجا سرزمین وحی است، اینجا محل آرامش و اطمینان انسان های بزرگ است.

مگر نمی دانی که کشتی نوح(ع) در چنین جایی آرام گرفت، و ببین که خداوند قلب ابراهیم(ع) را در کجا مطمئن ساخت و موسی(ع) را چگونه فرمان داد و عیسی(ع) به اوج رفت و برگزیده برگزیدگانش، محمد(ص) را گفت بخوان....

اینجا همه چیز خوب است، اینجا رهای رهایی از آنچه تو را از او دور ساخته...

اینجا کوه است

 

 

از طرف ناشناس:


چند تفاوت کوهنوردی با بقیه ورزشها :

دور بودن از چشم مردم و رفاقت به جای رقابت است .

- ورزش کوهنوردی به صورت اصیل آن همیشه به دور از چشم تماشاگران و تشویق آنها بوده است .


- هیچ وقت در پایان کوهنوردی دست یکی را بالا و دیگری را پایین نمی برند . بنابراین جایی برای خود نمایی نمی ماند .

- در این ورزش کسی پای دیگری را قلم نمی کند ، تنه نمی زند .

- اینجا بدون داور و سوت و زنگ ، هیچکس خطا نمی کند و همه به یکدیگر خسته نباشید می گویند .

- بدون هیچ دیدار و آشنایی قبلی همه با هم رفیق اند و سر سفره یکدیگر می نشینند .

- کمک به در راه ماندگان و سرمازدگان، اصلی پذیرفته شده است .

- نشان دادن راه و هشدار دادن خطر یک عادت است .

- به کسی که هیچ گاه او را ندیده ای و شاید در آینده هم هیچ گاه او را نبینی کمک می کنی چرا که کوه چنین ایجاب می کند .

پس گزاف نیست اگر بگوییم کوهنوردی مدرسه اخلاق است .

 


 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:51 توسط وحيد |

 

از طرف چشم:

 

چشم

روزی چشم به دیگر یارانش گفت: کوهی پوشیده از ابر در پشت این دره ها می بینم . به راستی چه کوه زیبایی است؟!
گوش گفت: کجاست آن کوهی که تو می بینی ؟ من صدای او را نمی شنوم.
دست گفت: من بیهوده می کوشم تا او را لمس کنم اما هیچ کوهی را نمی یابم.
بینی گفت: من وجود او را درک نمی کنم زیرا قادر نیستم او را ببویم. پس وجود آن غیر ممکن است!
آنگاه چشم به سوی دیگری برتافت و با خود خندید در حالی که حواس دیگر درباره چنین خیال بافی هایی گفتگو می کردند و به این نتیجه رسیدند که چشم از راه بدر شده است!


جبران خلیل جبران

 

انسان نقطه اي است بين دو بي نهايت . بي نهايت لجن و بي نهايت فرشته.

دکتر شريعتي

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:8 توسط وحيد |

هنر سایه(برگرفته از سایت روزنه)

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 22:50 توسط وحيد |

 

تصاویری از دریاچه اوان ( روستای زرآباد )

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 22:35 توسط وحيد |

از طرف هیچکس:

 

بالا رفتن از تپه های سراشیب درابتدا نیاز به گام های آهسته دارد.


(شکسپیر)

 


Forget something
& which you are not able to achieve
َAchieve something
which you are not able to forget


فراموش کن
چیزی را که نمی توانی بدست بیاوری و
بدست بیاور
چیزی را که نمی توانی فراموش کنی


(شکسپیر)

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:57 توسط وحيد |

 

از طرف ناشناس:

كوه مظهر قدرت و سر بلندي ، احسان و جوشش و بخشش است .
كوه جايگاه مقدس وحي و تفكر و تقدس پيامبران و عرفاست .
كوهنوردان به خوبي تقدس كوه را مي شناسند .
حرمت كوه و كوهنورد را مي دانند .
كوه ها را دانشگاههاي انسان سازي مي دانند .
در كوه مي آموزند قاطعيت در تصميم گيري صحيح را فروتني ، تواضع
خشوع ، جوانمردي و ايثار شكيبايي شهامت و گذشت بخشش و فداكاري را و در يك كلام
انـســــــان بــــــودن را

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:10 توسط وحيد |

گوشه ای از طبیعت  روستای بزیجان

شاموتی با طعم لاک پشت

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:26 توسط وحيد |

از طرف هیچکس:

 

شرط دست یافتن به آرزوها
ممکن است بعضی از افراد بگویند : «چگونه می توان چیزی را فقط با خواستن به دست آورد؟!»من می گویم از طریق تمرکز ،هرچه را بخواهید می توانید به دست بیاورید.
تمام آرزوها دست یافتنی است .اما این امر به تمرکز شما در جهت واقعی کردن آن بستگی دارد .صرفاًخواست چیزی موجب رسیدن به آن نمی شود.فقط آرزوی داشتن چیری نشانه ضعف است ،نه اعتقاد به حصول خواسته ها.در نتیجه هرگز آرزو کردن به تنهایی کافی نیست ،چون در عصر افسانه ها زندگی نمی کنیم .هنگام تفکر درباره موضوعات ارزشمند وموضوعات وتصورات بیهوده ،ذهن به یک میزان نیرو مصرف می کند.
در این صورت بلاخره موفق می شوید
مراقب آرزوهای خود باشید .تصویری ذهنی از خواسته های خود ترسیم کرده واراده تان را تا وقتی که به خواسته خود جامعه عمل بپوشانید،تثبیت نمائید.هرگز بدون سکان وبی اراده حرکت نکنید.بدانید چه کاری می خواهید انجام دهید وسپس با تمام توان کوشش کنید .دراین صورت بالاخره موفق می شوید.
 
برگرفته از: کتاب رازهای دستیابی به اهداف وآرزوها
نوشته:ترون کیودومانت
 
سلام .کتابی که این مطالب رو از اون انتخاب کردم جدیداًخوندم ، شامل 36بند درمورد چگونگی دست یافتن به اهداف وآرزوهاست که من 2بند ابتدای اون رو براتون فرستادم که اگه شما ودوستان خوشتون اومد وعلاقمند باشید؟ با اجازه شما بقیه روهم  برای استفاده دوستان بفرستم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:15 توسط وحيد |

از طرف چشم:

زندگی جیره ی مختصریست
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است
مثل یک حبه ی قند
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد


سهراب سپهری

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:49 توسط وحيد |

 برنامه اردل ( نشلج ) بدلیل به حد نصاب نرسیدن کنسل شد. طی تماس تلفنی که با سرپرست برنامه آقای داود رضایی چند دقیقه پیش داشتم گفت برنامه کنسله و میریم هول کوله !!

۶:۰۰ میدان فرمانداری

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:6 توسط وحيد |

کانون دانشجویان و فارغ التحصیلان برگزار میکند

 

سمینار توسعه پایدار محلات

 

زمان: ۲ آبان ۱۳۸۷

(منتظر اطلاعیه های بعدی باشید)

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:1 توسط وحيد |

يک مردِ روحاني، روزي با خداوند مکالمه اي داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلي هستند؟"
خداوند آن مرد روحاني را به سمت دو در هدايت کرد و يکي از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهي به داخل انداخت. درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روي آن يک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوي خوبي داشت که دهانش آب افتاد!


افرادي که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردني و مريض حال بودند. به نظر قحطي زده مي آمدند. آنها در دست خود قاشق هايي با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالاي بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتي مي توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جايي که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمي توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحاني با ديدن صحنه بدبختي و عذاب آنها غمگين شد. خداوند گفت: "تو جهنم را ديدي!"

آنها به سمت اتاق بعدي رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلي بود. يک ميز گرد با يک ظرف خورش روي آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افرادِ دور ميز، مثل جاي قبل همان قاشق هاي دسته بلند را داشتند، ولي به اندازه کافي قوي و تپل بوده، مي گفتند و مي خنديدند. مرد روحاني گفت: "نمي فهمم!"

خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتياج به يک مهارت دارد! مي بيني؟ اينها ياد گرفته اند که به همديگر غذا بدهند، در حالي که آدم هاي طمع کار تنها به خودشان فکر مي کنند!"

وقتي که عيسي مسيح مصلوب شد، داشت به شما فکر مي کرد!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 22:53 توسط وحيد |

از طرف ناشناس:

ایمان داشتن :
ایمان داشتن یعنی این که هر روز یک شروع و آغاز جدید است .
با ایمان و اعتقاد است که معجزات رخ می دهند و رویاها به واقعیت می پیوندند .
ایمان داشتن یعنی دیدن فرشتگان که در میان ابرها به رقص مشغولند .
ایمان یعنی شناخت شگفتی در یک آسمان پر ستاره و خردمندی انسان در کره ماه .
ایمان داشتن یعنی داشتن ارزش یک قلب .
یعنی معصومیت چشمان یک کودک و زیبایی دستی پیر و سالخورده .
یعنی یافتن قدرت و شهامتی که در ماست ، هنگامی که زمان آن فرا می رسد تا دوباره شروع کنیم .
یعنی داشتن این که ما تنها نیستیم ،
و این که زندگی یک هدیه است و اینکه نوبت ماست که آن را دوست بداریم .
ایمان داشتن یعنی دانستن این که وقایع شگفت انگیز در انتظار روی دادن هستند ، و همه امیدها و رویاها یمان در دسترس قرار دارند .

( و این که کوهنورد بدون ایمان نمی شه )

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 17:51 توسط وحيد |

عشق میخی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 0:22 توسط وحيد |

 

از طرف ناشناس:

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از با غچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما
سیب نداشت

( حمید مصدق )

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 20:1 توسط وحيد |

از طرف چشم:

 

خوشا به حال مردم با صفا
خوشا به حال آنانکه از مال فارغند , زیرا که وارسته اند
خوشا به حال آنانکه گرسنه حقیقت و زیبایی اند, زیرا که گرسنگیشان نان می آورد , و تشنگیشان آب گوارا
خوشا به حال صلح دهندگان , زیرا که روحشان بر فراز جنگ ساکن می شود و خود زمین بایر را گلستان می کنند.
خوشا به حال آنانکه تعقیب می شوند , زیرا بادپا می شوند و بال وپر در می آورند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 1:18 توسط وحيد |

از طرف ناشناس:

 

اگر بعضی افراد، بی منطق و خود محورند ، تو همواره آنها را ببخش.
اگر نسبت به دیگران مهربانی ولی آنها تو را به خود خواهی متهم می کنند ، تو همواره مهربان باش .
اگر فردی موفق هستی ولی در نهایت تعدادی دوست دروغین و تعدادی دشمن حقیقی به دست آورده ای ، تو همواره بکوش تا موفق شوی .
اگر صادق و یکرنگ هستی و ممکن است دیگران فریبت دهند ، تو همواره صادق و یکرنگ باش .
هر آنچه طی سالیان ساخته ای ، ممکن است فردی در یک لحظه ویران کند ، تو همواره در حال ساختن باش .
اگر به شادابی دست یابی ، ممکن است دیگران به تو حسادت ورزند ، تو همواره شاد باش .
خوبی های امروز تو ، ممکن است فردا فراموش شود ، تو همواره خوب باش .
بهترین چیزی راکه در توان داری به دنیا هدیه کن ، حتی اگر کوچک است ، تو همواره بهترین ها را هدیه کن .
در آخر در می یابی ،
آنچه هست میان تو و خدای توست

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 22:5 توسط وحيد |

 

در این بخش چند تا تصویر ماهواره ای از مسیر پیاده روی زرآباد - جواهر ده را که به امید خدا خرداد ماه برگزار میکنیم خدمتتون آپلود کردم.امیدورام مورد استفاده قرار بگیره!

 

کل مسیر

 

 

قسمت های مختلف مسیر

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:41 توسط وحيد |

سبلان ۱۳۸۴

عکاس: حمید اکبری

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:17 توسط وحيد |

از طرف ناشناس:

روزی مردی ، عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند . او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت اورا نیش زد . مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد ، اما عقرب بار دیگر اورا نیش زد . رهگذری او را دید و پرسید : " برای چه عقربی را که نیش میزند ، نجات میدهی ؟ "
مرد پاسخ داد : " این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم . "
چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش میزند ؟
عشق ورزی را متوقف نساز . لطف و مهربانی خود را دریغ مکن حتی اگر دیگران تو را بیازارند . ( منبع ناشناس )
تقدیم به همه کوهنوردها

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:51 توسط وحيد |

از طرف هیچکس:

بهار را باور کن                                     Believe the spring

 
  باز کن پنجره را ،که نسیم
  روز میلاد اقاقی ها را
  جشن می گیرد
Open the windows
Because of Breeze is celebrating
The birth of acacias,
 
وبهار                                                                  
روی هر شاخه ، کنارهر برگ                                                                             
شمع روشن کرده ست.                                                                                                       
And spring
On every branch, near each leaf
Is lighting a candle.
همه چلچله ها برگشتند
وطراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده ست
All swallows returned
And yelled freshness
The alley is fulled with songs
ودرخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست.
And the cherry tree
Decorated itself
By the gift of the acacia's celebration
          باز کن پنجره را ای دوست....                                      
                                                                                                   
O , Friend,open the window
 
 
                                                        فریدون مشیری
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 13:35 توسط وحيد |

سلام

میدونم که ربطی به وبلاگ ما نداره !

ولی تامین اجتماعی داره استخدام میکنه ! هر کی بیکاره یه سری بزنه !

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:51 توسط وحيد |

 

از طرف صبح :

 

با سلام و سپاس خدمت نویسنده و تمامی خوانندگان وبلاگ
خیلی دوست دارم بدونم از کجا متوجه شدید البرز ، (خان ) و خانم نیست .

 

( حالا ما يه چيزي گفتيم ، حتما بايد آبرو ريزي كني ؟!!!! تازه مگه البرز اسم پسر نيست؟؟ )

 

 

 

 

 

از طرف چشم:

 

 چه کسانی می تونن تو این برنامه شرکت کنند؟ آیا آمادگی جسمانی یاسوابق کوهنوردی خاصی نیاز هست؟ رده سنی شرکت کنندگان در جه حدی هست؟ متشکرم

 

(همانطور كه در مطالب قبلي خدمتتان گفتم  برنامه پياده روي در جنگل هاي شمال براي پنجمين بار هست كه توسط اين گروه اجرا خواهد شد. چهار مرتبه قبل در سال هاي 72 - 77 - 79 و 83  از مسير كجور – نوشهر اجرا شد كه سه برنامه آخر به ترتيب مجيد ميرزايي ، محمد رضا شفيعي و بنده سرپرست بوديم. مسير ياد شده ضمن اينكه تكراري شده بود بدليل سيل هاي شمال تخريب و حالت بكري خودشو از دست داده بود. بنابراين تصميم بر اين گرفتيم كه امسال يه مسير جديد بريم.مسير امسال كه زرآباد – جواهرده هست طبق اطلاعات ما بسيار زيبا و بكر هست .سال گذشته هم يك اكيپ از كشور هلند اين مسير را رفتند.

از مشخصه هاي بسيار بارز اين برنامه ها كوله كشي سنگين و نياز به قدرت بدني و تجربه اعضاء شركت كننده هست.از طرف ديگه طبق روال هميشگي گروه اولويت با اعضاء و كساني هست كه برنامه هاي بيشتري را شركت كردند )

 

 

 از طرف چشم:

کاش می شد یه جوری به همه جوونا مخصوصاً آقایون فهموند که آخه پدر جان با سیگار خوش تیپ نمی شین!!!!! از همه گذشته این هوا حق من هم هست و تو حق نداری آلودش کنی, اینو تو گوشت فرو کن!! اگر می خوای خود کشی کنی راه دیگر ی هم هست که به دیگران آسیب نرسونی.


این گل ها تقدیم همه کسانی که با سیگار و سیگار کشیدن مبارزه می کنن

     گل]




دست همه را می بوسم , به امید روزی بدون سیگار, قلیان, . . . .

 

 

 

 

 از طرف چشم:

سلام , من چند روزی نبودم , چقدر طرفدار پیدا کردید , خوب شد من جبران خلیل جبران را به بقیه معرفی کردم !!!!!!!


خواهش می کنم به اطلاع دوستان برسانید که در صورت امکان اسم صاحب اثر را بنویسن. متتشکرم

 

 

 

 

 

 از طرف چشم:

هیچکس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی بر کسی ببخشد, و هیچکس هم آنقدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد.


(نمیدونم این گفته چه کسی هست ولی چون قشنگ و بامعنی بود براتون فرستادم)

 

 

 

 

از طرف اميد:

 

سلام , من اولین پیام تو وبلاگ شما را از طرف خانم یا آقای چشم دیدم (یه کمی باعث رونق وبلاگتون شده), این هر کی , هر کی بوده به چشم حسودی کرده و از جبران خلیل جبران مطلب پیدا کرده و براتون گذاشته.


چرا دیگه عکس ندارین؟

 

( سلام ! ممنون از پيامتان . خدا كنه همه حسوديها اينطوري باشه . عكس هم چشم ! چند روزه كه اي . دي . اس .ال من قطعه.قراره كه امروز وصل بشه . حتما)

 

 

 

 

 

 

 

 

از طرف چشم:

 

روباه


درهنگام طلوع خورشید , روباهی از لانه اش بیرون آمد و با حالتی سرآسیمه به سایه اش نگاه کرد و گفت: امروز شتری خواهم خورد ! سپس به راه خود ادامه داد و تا شهر به دنبال شتر گشت. آنگاه دوباره به سایه اش نگریست و گفت: آری! یک موش برای من کافی است!


جبران خلیل جبران

 

{ میبینم که این چشم وبلاگو ترکونده ها !!!!  بابا ای ول داری }

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:46 توسط وحيد |

انجمن رهروان وطن برگزار میکند

 

چهارمین دوره

 

جشنواره انهدام سیگار

 

"به مناسبت بزرگداشت تحریم تنباکو و توتون توسط میرزا حسن شیرازی"

 

سرود - نقاشی - کاردستی - مسابقه - قرعه کشی ـ تجلیل از حاضرین

 

زمان: سه شنبه ۲۴/۲/۸۷ ساعت ۳۰/۱۷

مکان: پارک سرچشمه

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:49 توسط وحيد |

از طرف البرز:

سلام.
مدتیست برای شما پیغام میفرستم ولی ........انگار ما را تحویل نمیگیرید.
ای کاش من هم میتوانستم با گروه کوه بییام ولی.......جدا خوش به حالتون

( البرز خان ! بنده خیلی از حسن توجه شما به این وبلاگ تشکر می کنم . این دومین پیغامی است که از طرف شما به دست بنده میرسه . شما قابل بدونید ما در خدمتتون هستیم)

از طرف ناشناس:

همیشه بخاطر داشته باش هرگاه به قله رسیدی ، همزمان دره ای عمیق نیز در کنارش باز خواهد کرد . اگر میخواهی به بهشت دست پیدا کنی ، ریشه های تو باید در خود جهنم پا بگیرد .
جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:41 توسط وحيد |

 

کانون دانشجویان و فارغ التحصیلان برگزار می نماید

 

مباحث آزاد اندیشه

 

پنج شنبه آخر هر ماه ساعت 30/6

 

این هفته پنج شنبه 26/2/87

 

مکان : کانون دانشجویان وفارغ التحصیلان

 

موضوع : در باره آزادی

 

سخنران محوری: دکتر داود رضا عرب

 

مهندس فتانه عابدی

 

****************************** 

 

قابل توجه سرمایه گذاران و جوانان مشتاق پیشرفت اقتصادی

 

سهام عدالت چیست؟

 

چگونگی سرمایه گذاری در بورس!

 

کجا و چکونه سرمایه گذاری به نفع می باشد؟

 

سخنرانی علمی و کاربردی تحت عنوان مدیریت سرمایه گذار

 

سخنران : مهندس جعفری استاد دانشگاه - رئیس قطارهای رجاء - دارنده شرکت کارگزار بورس و از  مدیران  برجسته کشور

 

زمان 1/3/87

ساعت 30/4 لغایت 30/6

مکان : سالن اجتماعات شورای اسلامی شهر محلات . ( طبقه دوم آتش نشانی)

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:18 توسط وحيد |

از طرف هرکی:

دوست تو نیازهای بر آورده توست.کشتزاری است که در آن با مهر تخم می کاری و با سپاس از آن حاصل بر میداری.سفره نان تو و آتش اجاق توست.زیرا که گرسنه به سوی او می روی و نزد او آرام و صفا می جویی.در عالم دوستی همه اندیشه ها و خواهش ها و انتظارها بی سخن به دنیا می آیند و بی آفرینی نصیب دوست می گردند.پس هنگامی که از دوست خود جدا می شوی،غمگین مشو.زیرا آن چیزی که تو در او از هر چیزی دوست تر میداری بسا که در غیبت او روشن تر باشد،چنان که کوهنورد از میان دشت کوه را روشن تر می بیند.

جبران خلیل جبران

( فکر میکنم یه تشکر ویژه بدهکارم به دوستانی که برای وبلاگ با اسامی مستعار ی مثل هیچکس ! - چشم!  - هرکی!  مطلب می فرستند و من هم مثل شما این عزیزان را نمی شناسم. به هر حال به نمایندگی از کلیه خوانندگان وبلاگ سپاسگزارم)

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 8:34 توسط وحيد |

 

روز جمعه ۲۰/۲/۸۷ همایش  کوهنوردی به همت جمعیت هلال احمر و اداره تربیت بدنی شهرستان محلات و به مناسبت هفته هلال احمر و سالگرد آزاد سازی خرمشهر برگزار گردید.

در این همایش که گروه های کوهنوردی از سراسر استان در آن شرکت داشتند بالغ بر ۵۰۰ نفر شرکت کردند.شروع حرکت از شهر نیم ور بود و پس از صرف صبحانه در منطقه آب بالا کوهنوردان به قله کوه زرده واقع در جنوب نیم ور صعود نمودند .

گروه کوهنوردی کانون دانشجویان نیز برنامه هفتگی خود را که صعود به قله بزغاله پران به سرپرستی آقای خسروانی بود کنسل کرد و در همایش شرکت کرد.

برای کلیه برگزار کنندگان و شرکت کنندگان در این همایش آرزوی موفقیت داریم!!

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:32 توسط وحيد |

 

      روز

     تاریخ

        منطقه

                   توضیحات

دوشنبه

 

13/3/87

  روستای زر آباد

صرف شام و شب مانی

سه شنبه

 

14/3/87

  روستای زر آباد

   صرف صبحانه و شروع

         پیاده روی

سه شنبه

14/3/87

  منطقه چاخانی

   زوار دشت

صرف ناهار و استراحت

سه شنبه

 

14/3/87

  منطقه خشچال

صرف شام و شب مانی

چهارشنبه

 

15/3/87

منطقه خشچال

         صرف صبحانه ,

         ادامه پیاده روی

چهارشنبه

 

15/3/87

چشمه زوال

صرف ناهار و استراحت

چهارشنبه

 

15/3/87

منطقه دشتگسراب

صرف شام و شب مانی

پنج شنبه

 

16/3/87

منطقه دشتگسراب

          صرف صبحانه و

           ادامه پیاده روی

پنج شنبه

 

16/3/87

جواهر ده

صرف ناهار , پایان پیاده روی

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:24 توسط وحيد |

 

ازطرف هیچکس :

 

زندگی میدان جنگ نیست
هرگز گریه نکنید،
بگذارید زندگی در حسرت گریستن شما باقی بماند.
به خاطر حوادث بد ونابهنگامی که در زندگیتان رخ می دهد
چشمان خود را به ابر تبدیل نکنید ،
به خاطر داشته باشید آنچه اتفاق می افتد حتماً سرانجام وانتهایی دارد،
پس چیزی که دوام ندارد ارزش گریستن ندارد.
اگر کسی شما را رنجاند ،
به یاد آورید که هیچ کس لایق اشک های شما نیست
و اگر باشد عملی انجام نمی دهد
که شما رابگریاند
تنها در خلوت خودتان
وبرای معبودتان اشک بریزید
ودر آن هنگام است
که آرامشی زیبا
سراسر وجودتان را پر می کند
تنها ع ش ق است
که ارزش گریستن دارد......

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:21 توسط وحيد |

از طرف هیچکس:
 
آی آدمها
آی آدمها که بر ساحل نشسته شادو خندانید !
یک نفر در آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست وپای دائم می زند
روی این دریای تند وتیره وسنگین که می دانید .
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن ،
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوان را
تا توانایی بهتر را پدید آرید ،
آن زمان که تنگ می بندید
برکمرهاتان کمربند،
در چه هنگامی بگویم من ؟
یک نفر درآب دارد می کند بیهوده جان قربان !
آی آدمها که بر ساحل بساط دل گشا دارید !
نان به سفره ،جامه تان بر تن ;
یک نفر در آب می خواند شما را .
موج سنگین را به دست خسته می کوبد
باز می دارد دهان، با چشم از وحشت دریده
 سایه تان را زراه دور دیده
آب را بلعیده در گود کبود وهر زمان بی تابیش افزون ،
می کند زین آب ها بیرون
گاه سر ،گه پا .
آی آدمها !
او ز راه دور این کهنه جهان را بازمی پاید ،
می زند فریاد وامید کمک دارد
آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشائید !
موج می کوبد به روی ساحل خاموش
پخش می گرد د چنان مستی به جای افتاده .پس مدهوش .
می رود نعره زنان .وین بانگ باز از دور می آید :
  آی آدمها     
در صدای باد بانگ او رهاتر
از میان آب های دور ونزدیک
باز در گوش این نداها :
آی آدمها...  آی آدمها...
 
نیما
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:37 توسط وحيد |

از طرف هیچکس:

کوه پرسید: زِ رود
زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست؟
گفت: در رفتن من
کوه پرسید و من؟
گفت، در ماندن تو
بلبلی گفت: و من ؟
خنده ایی کرد و گفت در غزل خوانی تو
آه ازآن آبادی که در آن کوه رَود، رود مرداب شود و در آن
بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر
من و تو بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز، در خواندن من، ماندن تو، رفتن یاران سفرکرده مان نیست
بدان...

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:25 توسط وحيد |

 

- درکوهستان گل ها و گیاهان را بگذارید در جای خود باقی بمانند.سبزتر و زیبا تر شوند و رشد کنند. زندگی آنها مانند زندگی شما با ارزش است.

 

- حیوانات زیبا و بی آزار کوهستان را شکار نکنید و نترسانید. از زنگی آنها حمایت کنید و آنها را دوست بدارید که کوهستان منزل آنها و شما مهمان.

 

- در کوهستان هیچ موقع زباله نریزید و زباله ها را با خود به پایین برگردانید.

 

- در کوهستان آرام و مداوم حرکت کنید و شگفتی ها و درس های طبیعت را ندیده و نسنجیده رها نسازید.

 

- آب چشمه ها و رود خانه هارا آلوده نسازید. زیرا سایرین هم حق استفاده از اب تمیز را دارند.

 

- برای حفظ پوشش گیاهی هر منطقه در صورت امکان از بیراهه ها حرکت نکنید.

 

- به هیچ عنوان با رنگ و سایر ابزار برروی سنگها و قلل شعار ننویسید

 

- پناهگاهها بمنظور حفظ جان کوهنوردان در مواقع ضروری ساخته شده است. از وارد کردن صدمات به آن ها جدا خودداری نمائید

 

برگرفته از وبلاگ هیات کوهنوردی نیشابور

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:8 توسط وحيد |

 

۱- هر نفر بايد فهرست مكتوب وسايل را داشته باشد . بر اساس آن وسايل خودش را براي هر برنامه كنترل نمايد تا دربرنامه چيزي كم نياورد. تكيه به حافظه معمولأ پاسخگو نيست.

۲- داشتن فنون سنگنوردي در حد كلاس كارآموزي واجب است.

۳- رعايت مسائل زيست محيطي (به ويژه شيشه , فلز و پلاستيك را در محيط رها نكنيم ).

۴- چه وسايلي را برداريم؟

   - لباس, كفش و گتر, كيسه خواب, چادر, كوله, زيرانداز, ظروف و وسايل گرمازائي وآشپزي متناسب با برنامه چراغ قوه كوچك.

   - در صورت درگيري با برف حتمأ كلنگ و عينك..

   - درهر شرايطي  يك طناب انفرادي و يك چراغ قوه كوچك .

   - در صورت احتمال هواي بد پرچم راهنما و عينك ضد طوفان.

   - در صورت احتمال يخ كرامپون.

  - با توجه به حساسيت و نوع برنامه ارتفاع سنج , قطب نما و نقشه.

 

( برای دیدن ادامه مطلب روی علامت + کلیک کنید )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:7 توسط وحيد |

 

به امید خدا مسیر پیاده روی زرآباد - جواهر ده طبق جدول زمانبندی گروه در خرداد ماه برگزار خواهد شد.پیاده روی در این مسیر که برای بار اول توسط گروه اجرا می شود شباهت های زیادی به مسیر کجور - نوشهر دارد که ۴ مرتبه توسط گروه اجرا شده بود که متاسفانه در سال های اخیر بدلیل جاری شدن سیل کاملا زیبائیهای خود را از دست داده .( سال های ۷۲ - ۷۷ - ۷۹ - ۸۲ )

این مسیر که از زیبائیهای آن بسیار شنیده ایم سال گذشته نیز توسط یک تیم از کشور هلند طی شد. در مطالب آتی اطلاعات بیشتری را در اختیارتان میگذارم ولی برای شروع چند عکس از مسیر حرکت .... 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:27 توسط وحيد |

جبهه شمالی دماوند در زمستان بخاطر شرایط سخت صعود همواره مورد توجه کوهنوردان بوده است،این مسیر صعود که به اشتباه به شمالی معروف شده است در واقع یال شمال،شمال شرقی محسوب میشود و تیغه اصلی شمالی در سمت غرب آن و بین یخچالهای سیوله و دوبی سل قرار دارد و تا کنون در زمستان بطور کامل صعود نشده و بهتر است به مسیر معروف شده به شمالی یال جانپناه ها گفته شود.این یال با شیب نسبتا تندی از ارتفاع تقریبا ۴۳۰۰ از یال اصلی شمالی به طرف شرق جدا میشود تا به پناهگاه ۵۰۰۰ برسد که البته ارتفاع درست آن حدود ۴۷۰۰ است ولی به ۵۰۰۰ معروف است از اینجا به بعد در محاذات شرقی یخچال دوبی سل تا محلی به نام تخت خدا به ارتفاع تقریبی ۵۲۰۰ متر به صورت تیغه های سنگی ادامه پیدا میکند،از تخت خدا کمی بالاتر در سمت شرق یخچال عروسکها ظاهر میشود و مسیر از بین این یخچال و دوبی سل تا قله ادامه پیدا میکند که در زمستانهای سرد از ارتفاع حدود ۵۳۰۰ متر مسیر صعود نیز کاملا از یخ بلور پوشیده میشود و برای صعود آن نیاز به کرامپون است.

هر دو جانپناه ،فلزی و از جمله جانپناه های معروف به جانپناه فدراسیون میباشد.

مبدا صعود در زمستان روستای ناندل است که از جاده هراز نرسیده به کهرود قابل دسترسی است و جاده خاکی پر پیچ وخم ما را به  روستاهای حاجی دلا و میان ده به ناندل میرساند،مسافت تقریبی این جاده ۲۰ کیلومتر است که اخیرا حدود ۲ کیلومتر آن آسفالت شده.در سایر فصول از حاجی دلا یک جاده فرعی جدا میشود و به سمت چمن بن میرود و در کنار سنگ بزرگی معروف به کتوپل تمام میشود که این سنگ مبدا صعود است.ولی در زمستان به دلیل برف زیاد نمی توان از آن استفاده کرد،این سنگ در زمستان از آخر ناندل به خوبی در میان دشت پر برف قابل دیدن است و یک نشانه برای یافتن مسیر است چرا که از ناندل میبایست ابتدا به سمت آن حرکت کرد و از بعد از کتوپل با صعود از یال غرب جانپناه که کم برف تر است خود را به جانپناه برسانیم.

نمای شمالی دماوند از ناندل به بعد خیلی دل انگیز است و  از جبهه های دیگر متفاوت تر است با شیبی تند و ظاهری خیلی نزدیک به خصوص در زمستانها که سفید پوش است واقعا تسخیر کننده دلهای کوهنوردان است.

برگرفته از وبلاگ سنگ ویخ

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:49 توسط وحيد |

 

از طرف چشم:

سلام, وبلاگ خوبی دارید. من تازه شما را پیدا کردم که این همه مزاحمتون می شم .خیلی از کسانیکه به این وبلاگ مراجعه می کنند شاید با محلات و طبیعت آن آشنا نباشند ولی علاقمند به دیدن طبیعت و کوه های این شهر باشند اگر امکان داره کوه ها, دشت ها و مکان های مختلف مورد علاقه کوهنوردان و دوستداران طبیعت را به طور کامل(به صورت هفتگی) معرفی نمایید. خیلی بهتر خواهد بود اگر عکس نیز ضمیمه مطالب باشد. موفق باشید.

 

چشم سعی میکنم مطالب مورد  علاقه شما رو در اسرع وقت آپلود کنم

 

از طرف هیچکس:

بیایید گاهی سکوت کنیم !

شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد

 

زرتشت

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:47 توسط وحيد |

از طرف چشم:

انار
یک بار در درون اناری زندگی کردم.
روزی صدای دانه ای را شنیدم که می گفت:
در آینده درخت بلندی خواهم شد که باد در میان شاخه هایم , ترانه خواهد خواند و خورشید نیز خواهد رقصید و من درگذر این فصل ها, نیرومندتر و زیباتر خواهم بود!
دانه ای دیگر گفت: چقدر تو نادان هستی ای رفیق! هنگامی که من مانند تو کوچک بودم چنین رویاهایی در سر می پروراندم , اما پس از اینکه توانستم همه چیز را با عقل بسنجم , دریافتم که تمام آرزوهایم بیهوده اند!
سومین دانه گفت: اما من چیزی را در خودمان نمی یابم که از چنین آینده ای بزرگ خبر دهد!
چهارمین دانه گفت: اگر آینده ما بهتر از امروزمان نباشد , زندگی بیهوده ای خواهیم داشت!
پنجمین دانه گفت: چرا درباره آینده مجادله کنیم در حالیکه نمی دانیم امروز بر ما چه خواهد گذشت؟

ششمین دانه گفت: ما تا ابد به زندگی کنونی خود ادامه خواهیم داد.
هفتمین دانه گفت: من آینده را به روشنی می بینم, اما نمی توانم آن را به الفاظ بیان کنم.
آنگاه دانه هشتم و نهم و دهم و دیگر دانه ها نیز, به صدا در آمدند و به سبب تعدد صداها دیگر نتوانستم چیزی را بفهمم. پس در همان روز انار را ترک کردم و در درون « به» ساکن شدم؛ جایی که دانه های کمی دارد و در خاموشی و سکوت به سر می برند!
جبران خلیل جبران

 

 

 

 

 

از طرف هیچکس:

 

 

Beautiful pictures
developed from negatives
in a dark room.
So,if you see darkness
in your life be sure
that GOD is making a
beautiful picture
FOR YOU.

تصاویر زیبا
از نگاتیوها در یک اتاق تاریک
ظاهر می شوند.
بنابراین اگر در زندگیتان
تاریکی می بینید.
مطمئن باشید که خدا در حال
درست کردن یک
تصویر زیبا از شماست.

 

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:37 توسط وحيد |

از طرف امید:

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم.( به یاد سهراب)

 

آقا امید ضمن تشکر از ارسال پیام هایتان در خصوص سوالی که پرسیده بودید در مورد شاعر و خواننده شعر موج خواننده نصرت هست ولی شاعر را نمدونم . اگه پیداش کردم حتما اعلام میکنم. 

از طرف چشم:

آخرین برگ سفرنامه ی باران این است : که زمین چرکین است.
تو بر خواهی گشت , من به این معجزه ایمان دارم.( دکتر شفیعی کدکنی)

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 10:26 توسط وحيد |

۴۱ نفر از اعضاء گروه کوهنوردی شهید صیاد شیرازی از شرکت آلومینیوم سازی اراک امروز اومده بودند پناهگاه.

 

 

برای کلیه اعضاء این گروه آرزوی موفقیت داریم.

طبق جدول برنامه ها امروز پناهگاه زنده یاد علی رضایی به سرپرستی خانم عمادی اجرا شد با حضور حدود ۱۸ نفر از اعضاء گروه.

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:24 توسط وحيد |

اولین عکس خورهه

 

بخش قابل خواندن زیر نویس عکس:

رعایای قریه خورهه بجهت ............ پای دو میل سنگی حاضر شدند

دو میل سنگی است که .... وچند ...... واقع در قریه خورهه ........ علامت میکوبند از آثار سلاطین سلاجقه است .......

از آنها عکس ............ سنه 1301..........

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:49 توسط وحيد |

                                       لحظه دیدار         Moment of visit


لحظه دیدار نزدیک است                                                       
 Moment of visit is soon

باز من دیوانه ام ، مستم                                       Again I am frenzied an intoxicate

باز میلرزد دلم ، دستم                                Again my heart trembles also my hand

باز گویی در جهان دیگری هستم                                It seems I am in the other world

های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ Razor dosent scrape my cheekcarelessly

های ! نپریشی صفای زلفکم را ، دست        O!Hand dosent dishevel my beauty hair

وآبرویم را نریزی ، دل !                                           And Heart dosent disgrace me


لحظه دیدار نزدیک است 

 

اخوان ثالث

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:47 توسط وحيد |

وقتی خداوند تو را به لبه پرتگاه برد به او اعتماد کن, زیرا یا تو را از پشت می گیرد و یا به تو پرواز می آموزد.

 

از طرف چشم

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:29 توسط وحيد |

 

داستان درباره يک  کوهنورد است که می خواست از بلند ترين کوه ها بالا برود . او پس از سالها آماده سازی ، ماجرا جويي خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصميم گرفت تنها از کوه بالا برود . شب بلندی های کوه را تماما در بر گرفته بود و مرد هيچ چيز را نمی ديد . همه چِيز سياه بود و او اصلا ديد نداشت . ابری سياه روی ماه و ستارگان را پوشانده بود همانطور که از کوه بالا می رفت چند قدم مانده به قله کوه پايش ليز خورده و در حالی که به سرعت سقوط می کرد از کوه پرت شد . در هنگام سقوط فقط لکه های سياهی را در مقابل چشمانش می ديد و احساس وحشتناک مکيده شدن بوسيله قوه جاذبه او را در خود می گرفت و همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس همه رويداد های خوب و بد زندگی به يادش آمد . اکنون فکر مي کرد مرگ چقدر به او نزديک است . ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد . بدنش ميان آسمان و زمين معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود و در اين لحظه سکون برايش چاره ای نماند جز آنکه فرياد بکشد خدايا کمکم کن . ناگهان صدای پر طنينی که از آسمان شنيده می شد جواب داد از من چه می خواهی . او گفت خداوندا نجاتم بده . ندا آمد واقعا باور داری که من می توانم تو را نجات دهم . کوهنورد گفت البته که باور دارم . باز هم ندا آمد اگر باور داری طنابی را که به کمرت بسته ای پاره کن .

يک لحظه سکوت برقرارشد و مرد تصميم گرفت با تمام نيرو به طناب بچسبد .

افراد گروه نجات می گويند که روز بعد يک کوهنورد يخ زده را مرده پيدا کردند . بدنش از يک طناب آويزان بود و با دستهايش محکم طناب را گرفته بود و او  فقط یک متر از زمین فاصله داشت 

 

برگرفته از وبلاگ مردان کوهستان

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:32 توسط وحيد |

 

 

آموزش گره ها بصورت انیمیشن

 

حتما به آدرس زیر سری بزنید

خیلی جالبه!!

 

http://www.animatedknots.com/indexclimbing.php?LogoImage=LogoGrog.jpg&Website=www.animatedknots.com

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:14 توسط وحيد |

موج
 
می گذرد در شب آیینه رود
خفته هزاران گل در سینه رود
گلبـن لبخند فردایی موج
سر زده از اشک سیمینه رود

فراز رود نغمه خوان
شکفته باغ کهکشان
می سوزد شب در این میان
رود و سرودش   اوج و فرودش
می رود تا دریای دور
باغ آیینه دارد در سینه
می رود تا ژرفای دور

 

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوندد

فردا رود افشان ابریشم در دریا می خوابد
خورشید از باغ خاور می روید بر دریا می تابد

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوند

فردا رود طغیان شورافکن در دریا می خـوابد
خورشید از شرق سوزان می روید بر دریا می تابد

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوندد
 
 
 

برای دانلود آهنگ موج به آدرس زیر مراجعه کنید.

http://www.hotshare.net/audio/21627-7508275973.html

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:19 توسط وحيد |

مطالب قدیمی‌تر